مصطفى بن محمد هادى خوئى
56
شرح دعاى صباح ( فارسى )
الضمير است ، و در خود نطق يك نوع ظاهر شدن و روشنايى است ، كذلك تبلّج نيست ، مگر روشن شدن صبح . پس تشبيه معقول به محسوس شده . و اثبات لسان از براى صباح از ترشيحات تشبيه است و امام همام - الصلوات و التسليمات عليه من الملك العلاّم - در اين كلام صنعت استعارهء مكنيّهء تخييليّهء را به كار برده ، گويا كه صبح را در خيال مبارك اولا به كسى تشبيه فرموده كه به نطق فصيح و به كلام بليغ از ما في الضمير خود مردم را مطّلع و خبردار مىكند ، و بعد از آن بعضى از مناسبات و لوازم مشبّه به و اقوى خواص متكلّم را ، كه نطق است از براى صباح ، اثبات نموده ، مانند : « انشبت المنيّة اظفارها » . و موضع بيان استعاره مكنيّهء تخييليّهء ترشيحيّه در علم بيان است ، فليطلب ثمّة « 1 » . و لسان صباح عبارت است از روشنىاى كه پيش از طلوع آفتاب از طرف مشرق ظاهر گردد ، مانند عمود به شكل زبان . و آن بر دو قسم است : اوّل آنكه چون از شب قريب به يكساعت مانده باشد ، بياض طولانى در جانب مشرق پيدا مىشود ، چنانچه قريب ربع از آسمان مرتفع گردد ، مانند عمود كه اعلاى آن طولانى و اسفل آن عريض باشد ، من باب التشبيه عربها او را ذنب السرحان و عجمان دم گرگ مىگويند ، چنانچه ناظم هروى « 2 » گفته : فلك تركانه قصد اين حشم كرد * دم گرگى « 3 » نمود و گلّه رم كرد و آن به زبان ، بسيار شبيه است ، و وى را صبح كاذب گويند ، زيرا كه صورت آن را حقيقتى نيست و بجز از دروغ آن را فروغى نيست . و اهل هيئت گفتهاند كه اين صبح را در اواسط شتاء و هنگام صافى هواى شبهاى ماهتاب ظهورى نيست .
--> ( 1 ) پس طلب شود در آن موضع ( يعنى علم معانى و بيان ) . ( 2 ) وى از شاعران قرن يازدهم هرات است . منظومهاى مثنوى مشهور به نام يوسف و زليخا دارد . ر . ك : ريحانة الادب ، ج 6 ، ص 124 . ( 3 ) ى : دم گرگ و .